پیشرفت


پیشرفت یک جامعه زمانی محقق میشود که آن جامعه به جای سوار شدن بر یکدیگر و پله قرار دادن یکدیگر برای بالا رفتن خودشان در کنار همنوعشان تلاش کنند و به یکدیگر کمک کنند. اگر در جامعه ای اعضای آن به یکدیگر کمک نکنند خواه ناخواه آن جامعه رو به سقوط خواهد رفت و هیچ پیشرفتی در آن شکل نمیگیرد.

اگر من در سرزمینی زندگی کنم که همه با من جنگ داشته باشند و برای پیشرفت نکردن من تمام تلاششان رو بکنند من چه ارقی باید به آن سرزمین داشته باشم ؟ چرا آنها را باید هموطن خطاب کنم ؟

اینجا همه با تو سر جنگ دارند. سری مروت و عطوفت ندیده ام ! سری گذشت و خوبی ندیدم ! همه خواسته اند من را له کنند و کسی ذره ای تلاشی نکرده به من کمکی کند تا من هم بالا بیایم. همه پایشان را روی سر من گذاشته اند تا همان پایین بمانم.

آدم های اینجا خیلی به هم بدبین هستند و حتی شانسان را هم برای خوبی دیگر امتحان نمیکنند.

دیدگاه بگذارید

اشتباه


زمانی که اشتباه میکنی دیگه اون آدم سابق نیستی و چندین و چند سال باید بگذره تا بتونی یک لحظه و فقط و فقط یک لحظه خودت رو پیدا کنی و اونقدر با خودت حرف بزنی که فرداش یادت بمونه چی به خودت گفتی و خودت رو فراموش نکنی و باز اون آدمی که تو رو در پستوی خودش پنهان کرده اراده تو و زندگی تو رو به دست نگیره !

بیشتر مواقع که خودم رو پیدا میکنم فرداش فراموش کردم که چی به خودم گفتم. اینبار نمیدونم چی شد که خودم رو پیدا کردم، بهتره بگم میدونم چی شد. اطرافم رو خلوت کردم و روابطم رو قطع کردم تا بتونم فقط و فقط خودم رو پیدا کنم ! خودی که بتونه با من حرف بزنه و به من بگه چه کار کنم ...

اینکه اسم این پستم رو اشتباه گذاشتم چون میخوام بگم همه چیز با یک اشتباه شروع میشه و ادامه پیدا میکنه و خیلی ها خودشون رو گم میکنن ... اما من تمام تلاشم رو کردم که خودم رو پیدا کنم. همه چیز با یک اشتباه شروع شد. یک اشتباه که شاید دلیلش خودم نبودم و میتونم بگم که یک حرف و تنها و تنها یک حرف کاری با زندگی من کرد که سال های سال خودم رو گم کنم. امیدوارم بیش از این خودم رو گم نکنم و حالا که تونستم با خودم در ته اعماق وجودم ارتباط برقرار کنم به راهم ادامه بدم.

دیدگاه بگذارید

دعا


دعا کردن کار جالبیست که انسان ها انجام میدهند تا بلکه به خواسته هایشان برسند

کسانی که دعا میکنند به جای هر شب مسواک زدن میتوانند دعا کنند که دندانهایشان خراب نشود.

دیدگاه بگذارید

4php


یکی از پروژه های جذابی ( از نظر خودم بیشتر ) که من انجام دادم پروژه 4php بود که با c++ برای php یک interpreter هر چند خیلی ساده نوشتم که تصمیم داشتم اون رو توسعه بدم و براش jit کامپایلر بنویسم آنهم from scratch

اما زندگی مجالی به من نداد که بتونم این پروژه رو خیلی قوی پیش ببرم و موفقیت هایی که در ذهنم بود رو برای اون کسب کنم. هر چند مبحث jit compile رو تا جاهایی پیش بردم بدون اینکه از پروژه ای آماده و یا ... استفاده کنم. ۴php رو در سن ۲۶ سالگی نوشتم و میدونم که روزی خیلی نزدیک باز با قدرت به اون بر میگردم و اون رو با c و به صورت jit بازنویسی خواهم کرد ...

هر چقدر سنم بالاتر میره قدرت ذهنم بیشتر میشه و میدونم که یک روزی یک پروژه خیلی قوی در این راستا خواهم نوشت. این کار خیلی زمانبر هست ( متاسفانه زمان کافی ندارم ) و خیلی حوصله بر ( تا دلتان بخواهد حوصله دارم ... میتوانم ساعت ها به یک نقطه خیره شوم و فکر کنم بدون اینکه حوصله ام سر برود )

حوصله اش را دارم اما امیدوارم روزی زمانش را هم پیدا کنم تا کمی این علاقه ای که در وجودم هر از چند گاهی مثل یک آتشفشان فعال میشود را خاموش کنم. ( منظورم بیشتر به آرامش رسیدن است )

دیدگاه بگذارید

به زودی با jexi.ir


خیلی زود فروشگاه اینترنتی jexi.ir رو راه اندازی میکنیم، این یک استارت آپ خیلی بزرگ برای ما خواهد بود، در مورد فروشگاه بعدا توضیح خواهم داد...

دیدگاه بگذارید