پژمان یک برنامه نویس

یک برنامه نویس هستم

پزشکی نوین با من چه کرد


خیلی جاها شروع میکنم به تعریف کردن از پزشکی سنتی و هر چی بیراهه هست بار پزشکی نوین میکنم و همیشه و همه جا میگویم نمره ای که من به پزشکی نوین میدهم صفر هست. خیلی ها پیش خودشان میگویند این دیوانه چه میگوید و پیش خودشان میگویند آخر تو در مورد پیشرفت علم و پزشکی نوین و تشکیلاتش چه میدانی ؟ آن همه دانشمند و پزشک را میخواهی زیر سوال ببری ؟

قبلا که حوصله داشتم داستان سیگار را تعریف میکردم. سیگار در سال ۱۹۰۲ توسط یک شرکت آمریکایی ساخته شد و در کل دنیا پخش شد. تا سال ۱۹۵۶ همه ی پزشکها میگفتند که سیگار چیز خوبی است و اگر کسی بیماری ریوی داشت به اون میگفتند که سیگار بکش و یا در مسابقات ورزشی نظیر دو و میدانی و دوچرخه سواری به ورزشکاران میگفتند سیگار بکشید تا نفستان باز شود و بتوانید بهتر مسابقه دهید.

سال ۱۹۵۶ یک دانشمند آلمانی کشف کرد که سیگار نه تنها خوب نیست بلکه سرطان زا هم هست.

حالا پزشکی نوین با من چه کرد ؟ من زمانی که سن کمی داشتم به دلیل مشکل کبدی که داشتم و البته خودم هم با ندانستن خیلی چیزها به آن دامن زده بودم، صورتم خیلی جوش میزد. برای درمان آن پیش پزشکهای زیادی رفتم. هیچ وقت یادم نمیرود زمانی که من را به زور پیش یک پیرمرد قدیمی بردند و آن پیرمرد به من گفت که فلان چیزها را رعایت کن پیش خودم گفتم آخر پیرمرد تو در مورد این چیزها چه میدانی و علم آنقدر پیشرفت کرده که نیازی به تو و امسال تو ندارد. نسخه اش را همانجا بعد از آنکه از مطب آمدم بیرون پاره کردم و رفتم پیش یکی از خانوم دکتر های امروزی که بهشان دکتر پوست و مو میگویند.

آن خانوم دکتر به من گفت من قرص هایی به تو میدهم که دیگر جوش نزنی. ولی این قرص عوارضی هم دارد که بابتش از تو امضا میگیریم. من به پزشکی نوین اعتماد کردم و آن قرصها که نامشان دکوتان و رو آکوتان بود را با جان و دل قبول کردم. زمانی که آن را استفاده میکردم خوشحال بودم که دیگر صورتم جوش نمیزند و هر روز دعا به جانشان میکردم که دمشان گرم چه قرصهایی ساخته اند. عوارض این قرصها خشک شدن کل بدن بود. چشها و دماغ و ... من خشک میشد که برای آن دکتر به من قطره و روغن داده بود. اما این پایان ماجرا نبود. چند ماهی که گذشت فهمیدم من دچار مشکلات روانی شده ام. مغز من به نور حساس شده بود. و من نزدیک به ۱۰ ماه خودم را در خانه حبس کردم. شاید باورتان نشود ولی عین آن ۱۰ ماه را در خانه بودم و حتی یک روز هم بیرون نیامدم. روان من آسیب دیده بود. البته بهتر بگویم بدنم به شدت آسیب دیده بود و که روی مغزم هم تاثیر گذاشته بود. زمانی که مادرم این قضیه را پیش دکتر پوست و مویم یعنی آن خانوم دکتر مطرح کرد، او یک دکتر که همکار روانپزشکش بود را به او معرفی کرده بود.

بدون اینکه بدانم مادرم در غذاها قرصهایی را به خورد من میداد. یکدفعه ای متوجه شدم که من هر روز دلم میخواهد بخوابم. ساعت ۷ که میشد من بیهوش میشدم و مغزم به طور کامل از کار افتاده بود. من در این دنیا نبودم. نه چیزی را میشنیدم و نه چیزی رو میدیدم. من در دنیای دیگری بودم. زمانی که آگاه شدم که مادرم دارد به من قرص میدهد خیلی خشمگین شدم ولی مادرم من را مجاب کرد که پیش آن روانپزشک بروم تا بلکه خوب شوم. آخر مادرم من را از دست رفته میدید و کاری هم از دستش بر نمی آمد. او هم مثل من به پزشکی نوین اعتماد کرد. قرصهایی که هنوز که هنوزه تاثیرشان در بدن من مانده است و خود همان قرص ها روی روان من اثر بدی گذاشت. هیچ وقت یادم نمیروم که به شدت تپش قلب داشتم و خانه کوچک ۸۰ متریمان که یک فرش کوچک روی آن پهن بود را شاید هزاران بار چرخ میزدم. آخر توان نشستن نداشتم. وقتی به دکتر این را گفتم دکتر به من گفت که چرا به من این را نگفته ای ؟ گفتم آخر قرار بوده که من هر یک ماه یکبار پیش شما بیایم. روال های بعدی درمان آن دکتر هم بدتر و بدتر بود و اثرات بدتر و بدتری را روی من میگذاشت. نه آنکه آن دکتر حاذقی نباشد. نه. آن دکتر از همه ی دکترهای حاذق تر بود. اما کلا روشی که پزشکی نوین در پیش گرفته بود اشتباه بود. این را میخواهم بگویم که کارشان از بیخ و بنیه مشکل داشت و ربطی به دکتر من نداشت.

من ۲ سال قبل تصمیم به درمان خودم گرفتم. زمانی که به سراغ بوعلی سینا رفتم دیدم هر راهی را که برای زندگی کردنم انتخاب کرده ام همه اش اشتباه بوده و من چیزی در مورد زندگی کردن نمیدانم. خودم شروع به خواندن کتاب بوعلی سینا کردم و خیلی چیزهای یاد گرفتم که تاثیرشان را در زندگی خودم دیدم. آن موقع بود که به کشورم عزیزم ایران علاقه مند شدم و فهمیدم زمانی که میگویند فلانی غرب زده است یعنی چه....

من هیچگاه ارق ملی نداشته ام اما به ایران به خاطر اینکه به دنیا چیزهایی داده که به آن نیاز دارد که ساده ترین آن چگونه زندگی کردن است، افتخار میکنم. همچنین به ایرانی بودنم.

دیدگاه بگذارید

پلی لیست آهنگ های من


بدون گوش دادن آهنگ نمیتوانم کد بزنم، البته بهتر بگویم نمیتوانم کار کنم. وقتی علاقه آدم تبدیل به شغلش شد و قرار شد از آن پول در بیاورد کم کم از علاقه اش فاصله میگیرد و باید چند هفته ای بگذرد تا یادش بیفتد که به آن علاقه دارد و هر از گاهی یک نوکی به آن بزند و از آن لذت ببرد.

وقتی علاقه ات تبدیل به کارت شد باید یک جوری آن را بگذرانی. چون دیگر از آن لذت نمیبری. البته هر از گاهی در کارهای روتینت با یک سری مسائل جدید بر میخوری که برایت جذاب است و باز جذبت میکند و یادت می اندازد که تو هنوز به آن علاقه داری. این را میخواهم بگویم که کار همه اش روتین نیست و هر از چند گاهی هم کمی لذت درونش هست که خودت باید آن لحظه را در کارت خلق کنی.

برای گذراندن کارهای روتین من آهنگ گوش میدهم، آخر کار دیگه ای نمیتوانم بکنم. اگر آهنگ گوش ندهم مدام مغزم به من فوش میدهد که ای بابا این کارهای تکراری چیست که هر بار انجام میدهی. برو دنبال چیزهای جدید و جذاب که تا به حال انجامشان نداده ای و برایت مرموز است.

این شد که یک کانال ساختم و آهنگهایی که گوش میدهم را آنجا میگذارم. سلیقه بدی در گوش دادن آهنگ ندارم. میتوانید در تلگرام من را همراهی کنید:

https://t.me/myworkmusic

دیدگاه بگذارید

ابزار DevTools Chrome به نام Coverage


با Coverage میتوانید بررسی کنید که چه مقدار از کدهای Css شما Used و یا Unused هست.

ابزاری خوبی هست. اگر سری به google speed زده باشید آنجا میتوانید چگونگی استفاده از این ابزار را ببینید.


https://developers.google.com/web/updates/2017/04/devtools-release-notes

https://developers.google.com/web/tools/lighthouse/audits/unused-css
دیدگاه بگذارید

دلم میخواهد من باشم


دلم میخواهد من باشم. تنهای تنها. آهنگ لالایی ارواح دنگ شو را بگذارم. صدایش را تا ته زیاد کنم و کسی نباشد که بگوید صدایش را کم کن.

دیدگاه بگذارید

یک Tooltip ساده با JavaScript برای آموزش


داشتم JavaScript را به یکی از دوستان آموزش میدادم. بهم گفت که من تمام قواعد جاوا اسکریپت را میدانم اما نمیدانم چگونه از آن استفاده کنم. گفتم یک پروژه خیلی کوچک مثلا Tooltip برای خودت تعریف کن و انجام بده تا کار کردن با آن را یاد بگیری. اگر میخواهید کاری را انجام دهید باید برای آن زمان بگذارید. میدانستم که برای آن زمان نمیگذارد خودم برایش یک Tooltip ساده نوشتم که نتیجه ی آن به شکل زیر شد :


<!DOCTYPE html>
<html>
<head>
    <title></title>
    <style>

    .tooltip {
        background: red;
        position: absolute;
        display: none;
    }
</style>

</head>
<body>

<a href="" id="test" tooltip="test ast">test</a>
<a href="" id="test" tooltip="test ast">test1</a>
<a href="" id="test" tooltip="test ast">test2</a>

<script>
    function getOffset( el ) {
        var _x = 0;
        var _y = 0;
        while( el && !isNaN( el.offsetLeft ) && !isNaN( el.offsetTop ) ) {
            _x += el.offsetLeft - el.scrollLeft;
            _y += el.offsetTop - el.scrollTop;
            el = el.offsetParent;
        }
        return { top: _y, left: _x };
    }

    var allTooltips = document.querySelectorAll('[tooltip]').forEach(function( a ){

        var offset = getOffset( a );

        var newElm = document.createElement('div');
        newElm.setAttribute('class', 'tooltip');
        newElm.innerHTML = a.getAttribute('tooltip');
        newElm.style = "top:"+(offset.top+20)+"px;left:"+(offset.left+20)+"px";

        a.parentNode.insertBefore( newElm, a.nextSibling );

        a.addEventListener('mouseover', function() {
            this.nextSibling.style.display = 'block';
        });

        a.addEventListener('mouseout', function() {
            this.nextSibling.style.display = 'none';
        });
    });

</script>

</body>
</html>
دیدگاه بگذارید